بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
68
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ و اگر سؤال كنى تو اى محمد قوم خود را كه كدام كس آفريده آسمانها و زمين را لَيَقُولُنَّ هر آينه گويند يعنى لازمست بر ايشان كه بگويند خَلَقَهُنَّ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ آفريده آنها را خداى غالب دانا الَّذِي آن خدايى كه جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً گردانيده براى شما زمين را بساطى گسترده تا شما بر آن مستقر شويد وَ جَعَلَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا و گردانيد براى شما در زمين راهها لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ تا آنكه شما راه بمقاصد خود بريد يا تا آنكه راه بريد ببدايع صنايع الهى وَ الَّذِي و آن خدايى كه نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فرو فرستاد از جانب آسمان آب باران را بِقَدَرٍ باندازهء حاجت بر وفق مصلحت بلاد و عباد فَأَنْشَرْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً پس زنده گردانيديم بد آن آب زمين خشك شده را باخراج گياه . تذكير ميتا با آنكه صفت بلده است به جهت آنست كه بلده بمعنى بلدست كَذلِكَ هم چنان چه ما زمين مرده را زنده مىسازيم تُخْرَجُونَ بيرون آورده خواهيد شد شما از قبور وَ الَّذِي خَلَقَ الْأَزْواجَ و آن خدايى كه آفريد اصناف مخلوقات را كُلَّها همهء آنها را وَ جَعَلَ لَكُمْ و گردانيد براى شما مِنَ الْفُلْكِ وَ الْأَنْعامِ از كشتيها و چهارپايان ما تَرْكَبُونَ آنچه سوار شويد بر آن در بحر و در بر لِتَسْتَوُوا عَلى ظُهُورِهِ تا راست شويد بر پشتهاى آن مركوب ، و چون بحسب معنى آنچه سوار ميشوند جمع است بنا برين « على ظهوره » فرمود نه « على ظهره » ثُمَّ تَذْكُرُوا نِعْمَةَ رَبِّكُمْ پس ياد كنيد در دلهاى خود نعمت پروردگار خود را در حالتى كه حمد و شكر گوئيد خداى تعالى را در مقابل آن نعمت إِذَا اسْتَوَيْتُمْ عَلَيْهِ چون بنشينيد بر آن مركوب وَ تَقُولُوا و بگوئيد سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا پاك است از جميع نقايص آن خدايى كه بقدرت كاملهء خود رام گردانيد براى ما اين مركوب را وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ اى مطيقين يعنى و نيستيم ما مر آن مركوب را و تسخير آن را طاقت دارندگان به اين معنى كه از حيطهء طاقت و توانايى ما بيرون است كه اين نوع مركب را مسخر خود گردانيم وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ و